ندیدم مولای بزرگواری که بر بنده ی دون همت و قدر ناشناس خود ،شکیبا تر از تو نسبت به من باشد .
تو مرا می خوانی ولی من از تو روی می گردانم .
تو با من دوستی می کنی ولی من دشمنی می ورزم،تو مهرت را نثار من می کنی و من نمی پذیرم،گویا من بر تو منت دارم.
اما این بی وفایی ها سبب نشده است تا از رحمت و احسان بر من دست کشی و با جود و کرمت بر من تفضل نکنی.
(بخشی از دعای شریف افتتاح)
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود
سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود.
(لسان الغیب)
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:48  توسط سما ،عاطی
|
خدای متعال به حضرت داود (ع) فرمود:
ای داود اگر روی گردانان از من چگونگی انتظارم برای آنان ، مدارایم با آنان و اشتیاق مرا به ترک معصیت هایشان می دانستند ، بدون شک از شوق آمدن به سوی من می مردند و بند بند وجودشان از محبت من از هم می گسست .
بندگی کن تا که سلطانت کنند
تن رها کن تا همه جانت کنند
همچو سلمان در مسلمانی بکوش
ای مسلمان تا مسلمانت کنند
خوی حیوانی سزاوار تو نیست
ترک این خو کن تا که انسانت کنند
چون نداری درد درمان هم مخواه
درد پیدا کن که درمانت کنند.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:11  توسط سما ،عاطی
|
به نام نامی او.
ای فرزند آدم
من بی نیازی هستم که نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر کرده ام اطاعت کن تا تو را انچنان بی نیاز کنم که نیاز مند نشوی
ای فرزند آدم
من زنده ای هستم که نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر کرده ام اطاعت کن تا تو را زندگی ای بخشم که نمیری
ای فرزند آدم
من به هرچه می گویم باش، می شود
مرا در آنچه به تو امر کرده ام اطاعت کن تا تو را چنان قرار دهم که :
به هرچیز بگوییَ باش َ بشود.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:0  توسط سما ،عاطی
|
سرشارم
لبریزم
در بندم و جان سوزم
از عشق فرا رفتم و در اوج خدا دیدم...
بازم سلام
ما اومدیم روز ۵شنبه یه دفعه جو گیر شدیم با هم شعر گفتیم قسمت اولو من گفتم ،قسمت دومم سما
خلاصه ما داریم به خودمون امیدوار می شیم 
شما هم تلاش کنین جالبه
.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:37  توسط سما ،عاطی
|
سلام
امروز می خواستیم چند تا جمله ی خوشکل بنویسیم
امروز می خوایم یکی از بزرگترین هدیه ای رو که تا الان گرفتیم به کسایی که وب رو می خونن هدیه کنیم.:
تو قبلا می دونستی هدیه چیه...
می دونستی کجا پیداش کنی...
و می دونستی چه جوری می تونه تورو شادتر و موفق تر کنه...
وقتی کوچیک بودی خیلی خوب می شناختیش،اما راحت فراموشش کردی.
هدیه گذشته یا آینده نیست...!
هدیه همین لحظه ست!
هدیه الانه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:35  توسط سما ،عاطی
|
اللهم الرزقنا حج بیتک الحرام.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 14:53  توسط سما ،عاطی
|
سلام...
من اومدم دوباره
دلم هواتو داره
میبینی از غم دوریت شاعر شدم سما جونم
خلاصه ما آمدیم شما نبودید ولی...
من اومدم که چیز دیگه ای بگم ...
سما تو این مدت ارادتم نسبت به خدا بیشتر شده هر روز بیشتر از روز قبل ..
خدارو شکر میکنم که تو رو دارم ،خدا رو شکر میکنم که الان اینجام و خدا رو
به خاطر تموم داده ها و نداده هاش شکر میکنم...
وای سما من چه حالی دارم
.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 16:18  توسط سما ،عاطی
|
به نام آنکه زیبا ترین نام را دارد
عاطی عزیز ببخشید که بدون اجازه آمدم
خیلی دلم برات تنگ شده دلم می خواد بشینم بات حرف بزنم
میترسم فراموش کرده باشی که تنها دلیل من برای لذت بردن از زندگی هستی
احساس میکنم از هم خیلی دوریم
وجودت خیلی برام مقدسه
هیچوقت حالو هوای این روزا رو فراموش نمی کنم که چه جوری بی تابتم
دست تو که تو دست منه دنیا توی دستای ماست
وقتی تو با منی دنیا دیگه دنیای ماست
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 10:10  توسط سما ،عاطی
|
سلام
امروز خیلی دلم گرفته
دیگه طاقت تنهایی رو ندارم
کاش زودتر بیای خیلی دلم هواتو کرده
دوست دارم ببینمت
آدما خیلی راحت میتونن بد باشن
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:40  توسط سما ،عاطی
|
برای زندگی فکر کن اما غصه نخور: ویل کارنگی
هیچ لباسی برازنده تر از تندرستی نیست: حضرت امیر(ع)
هزاران راه به خوشبختی منتهی میشه اگر یکی از آنها مسدود شد راه دیگری را انتخاب کن: یورسن
سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصائب زندگی لبخند بزند : شکسپیر
و حالا........
می خوایم یه کم از حرفای خودمونو بنویسیم:
اول من:
آدما همیشه و تا بی نهایت زنده نیستن پس, باید هر کدوم از ما واسه امروزمون برنامه ریزی کنیم و از امروزی که زنده ایم و خدای مهربون فرصت زند گی رو بهمون داده لذت ببریم.
خدا عشقه و هوای هر کیو که بهش دل ببنده داره
اونم دو قبضه...
حالا سما:
نمیدونین دعا برای دوست چه حالی داره اونقدر به آدم انرژی می ده که.....
وقتی آدم به کسی دل می بنده تازه طعم زندگی رو می چشه
فرقی نمی کنه اون آدم از جنس خودش باشه یا نه
اما نه یه تفاوت داره....
اگه از جنس خودت باشه دیر تر باورت میکنه و این کارو سخت میکنه
خدا کنه بفهمی چقدر دوست دارم عزیزم
تو منو احیا کردی
تو بودی که باعث شدی من خودمو بشناسم
ازت یه خواهش دارم
بفهم چقدر دوست دارم
منو تنها نذار
میمیرم برات بفهم نمی گم خدایی نکرده نفهمیا
دوست دارم چون دوست داشتنی هستی
خودت می دونی کی هستی
خب ...
اینم لطف خداست که ما به وجود هم پی بردیم...
به پایان آمد این دفتر حکایت هم چنان باقیست..
یا علی...
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 12:58  توسط سما ،عاطی
|